استقطاعلغتنامه دهخدااستقطاع . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) اقطاع خواستن . (تاج المصادر بیهقی ). بمقاطعه خواستن .
تواناییفرهنگ مترادف و متضاداستطاعت، اقتدار، تسلط، توانمندی، پرتوانی، طاقت، عرضه، قدرت، قوا، قوه، مقاومت، نفوذ، نیرو، وسع ≠ ناتوانی