استقصاءفرهنگ انتشارات معین(اِ تِ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) کوشش تمام کردن . 2 - (اِمص .) پی جویی ، تفحص .
استقصاءلغتنامه دهخدااستقصاء.[ اِ ت ِ ] (ع مص ) جهد تمام کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). کوشش تمام کردن . (منتهی الارب ). سعی و کوشش بسیار. (غیاث ). || طلب نهایت چیزی کردن . (
استقصاءدیکشنری عربی به فارسیاستنطاق , تفتيش عقايد مذهبي از طرف کليسا , جستجو , تفحص , بررسى , تفتيش , تجسس
استقصاء الرّأى العامّدیکشنری عربی به فارسینظرسنجى افكار عمومى , همه پرسى , نظرخواهى همگانى , نظرسنجى همگانى , سنجش افكار عمومى
استعصاءلغتنامه دهخدااستعصاء. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) نافرمانی کردن . نافرمان شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). بی فرمان شدن . گناه جستن بر کسی : استعصی علیه . (منتهی الارب ).
استقاءلغتنامه دهخدااستقاء. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) آب برکشیدن . (زوزنی ). آب کشیدن . آب در مشک کشیدن . (تاج المصادر بیهقی ). برکشیدن آب از چاه . || آب خواستن . || سقاء خواستن . || فربه