استقراضیلغتنامه دهخدااستقراضی . [ اِ ت ِ ] (ص نسبی ) منسوب به استقراض .- بانک استقراضی ؛ بانکی که نقدینه وام دهد. بانک رهنی .
قرضیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ، استقراضی، رهنی، کرایهای، عاریه، عاریتی، قرضگرفتهشده، موقتی، پیشکی در رهن نسیه، پرداختنی اعتباری، تسهیلاتی مقروض ◄ وامدار▼
فراتاخت نکول اعتبارcredit default swapواژههای مصوب فرهنگستاننوعی فراتاخت که در آن خریدار پرداختهای متوالی را در ازای تضمین تأمین نکول دارایی فروختهشده از سوی فروشنده، بر عهده میگیرد، به این مفهوم که خریدار خطر دارایی
داودپاشالغتنامه دهخداداودپاشا. [ وو ] (اِخ ) از وزیران دوران سلطان عبدالعزیزخان سلطان عثمانی است . ارمنی و کاتولیکی مذهب بود در 1861 م . در سعادت (قسطنطنیه ) بدنیا آمد. در جوانی مشا
پاریسلغتنامه دهخداپاریس . (اِخ ) شهر معروف و پایتخت کشور فرانسه بر ساحل رود سِن بفاصله ٔ قلیلی از ملتقای سِن با مارن ، کرسی ایالت سِن و مرکز حکومت فرانسه و اسقف نشین آن . دارای د
روسیه ٔ شورویلغتنامه دهخداروسیه ٔ شوروی . [ سی ی َ ی ِ رَ ] (اِخ ) یا اتحاد جماهیر شوروی یا بطور اختصار شوروی کشور بزرگ اروپایی و آسیایی است که از شمال به اقیانوس منجمد شمالی و از مغرب ب