25 فرهنگ

966 مدخل


استقرار

'esteqrār

۱. چیزی یا کسی را در جایی ثابت کردن.
۲. مستقر شدن؛ ساکن شدن.

برپایی، جایگیر

استواری، اسکان، ایستادگی، تثبیت، تحکیم، ثبات، ثبوت، جایگیری، قرار

deployment, disposition, establishment