استغرابلغتنامه دهخدااستغراب . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) سخت بخندیدن . (تاج المصادر بیهقی ). نیک سخت بخندیدن . (زوزنی ). مبالغه کردن در خنده . و اُستغرب ، مجهولاً کذلک . (منتهی الارب ). ||
استغرابفرهنگ انتشارات معین(اِ تِ) [ ع . ] (مص م .) غریب شمردن ، عجیب دانستن چیزی را، به شگفت آمدن از امری .
establishmentدیکشنری انگلیسی به فارسیاستقرار، تاسیس، برقراری، تشکیل، برپایی، موسسه، سازمان، بنگاه، بناء، دسته کارکنان