استقامتدیکشنری فارسی به انگلیسیendurance, perseverance, persistence, stamina, staying power, strength, support
استقاءلغتنامه دهخدااستقاء. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) آب برکشیدن . (زوزنی ). آب کشیدن . آب در مشک کشیدن . (تاج المصادر بیهقی ). برکشیدن آب از چاه . || آب خواستن . || سقاء خواستن . || فربه