استغلاقلغتنامه دهخدااستغلاق . [ اِ ت ِ ] (ع مص )بسته شدن . (تاج المصادر بیهقی ). بسته شدن سخن بر...مشکل شدن سخن . یقال : استغلق علیه الکلام . (منتهی الارب ). || بیع با اسقاط خیار.
استحلاقلغتنامه دهخدااستحلاق . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) استحلاق اتان یا مراءة؛ نه سیر شدن از آرامش نه بارور شدن . (از منتهی الارب ).
استطلاقلغتنامه دهخدااستطلاق . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) رهانیدن از بند. (غیاث ). || گرفتن و گزیدن ساروان ناقه ای را برای خود. گرفتن راعی و اختیار کردن او ناقه را برای خود. (منتهی الارب ).
استغلاظلغتنامه دهخدااستغلاظ. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) دانه برآوردن خوشه . (منتهی الارب ). || غلیظ شدن . (منتهی الارب ) (مؤید الفضلاء). سطبر شمردن چیزی را. (منتهی الارب ). ترک گفتن چیزی
مستغلقلغتنامه دهخدامستغلق . [ م ُ ت َ ل ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از استغلاق . سخن بسته . || کسی که خیار را نداند در خرید و فروخت . || بیع که بی خیار واقع گردد. (از منتهی الارب ) (از ا
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) التنبکتی یا تمبقطی بن احمدبن احمدبن عمربن محمد اقبت الصنهاجی الماسی السودانی ، معروف به باباو مکنی به ابوالعباس . مولد او به سال 963 هَ
باباتنبکتیلغتنامه دهخداباباتنبکتی . [ تَم ْ ب َ ] (اِخ ) تمبقطی . ابوالعباس احمدبابابن احمدبن عمربن محمد اقبت الصنهاجی السودانی معروف به بابا (963 - 1032 هَ . ق .) او راست : کتاب نیل