استعماریلغتنامه دهخدااستعماری . [ اِ ت ِ ] (ص نسبی ) منسوب به استعمار.- دول استعماری ؛ دول قوی که بعنوان آباد کردن مملکت ملّتی ضعیف ، آن را تحت سلطه ٔ خویش درآورند.
استعمارزداییdecolonizationواژههای مصوب فرهنگستاناز میان بردن سلطۀ حکومت استعماری بر سرزمین دیگر که به استقلال مستعمره منجر شود
حاکمفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام حکمفرما، حکمران، فرمانروا سلطنتی، شاهانه، امپراطوری، امپریال، استعمارگر، استعماری عالیمقام، بلندمرتبه، بلندپایه، عالیقدر، عالیرتبه،