استعفا دادنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام ستعفا دادن، کنار رفتن، بازنشستهشدن، دست کشیدن، تسلیم شدن، تغییر عقیده دادن
همه با هم استعفانامه خود را تحویل دادند (استعفا کردند)دیکشنری فارسی به عربیقَدَّموا اِسْتِقالاتِهِمْ بالإجماعِ
قَدَّموا اِسْتِقالاتِهِمْ بالإجماعِدیکشنری عربی به فارسیدسته جمعي استعفا دادند , همه با هم استعفانامه خود را تحويل دادند (استعفا کردند)
resignsدیکشنری انگلیسی به فارسیاستعفا می دهد، مستعفی شدن، کناره گرفتن، تفویض کردن، استعفا دادن از، دست کشیدن
استقالةدیکشنری عربی به فارسیاستعفا , واگذاري , کناره گيري , تفويض , تسليم , استعفا دادن , كنارهگيرى كردن , از كار كنارهگيرى كردن
abdicatingدیکشنری انگلیسی به فارسیرد کردن، ترک گفتن، واگذار کردن، تفویض کردن، محروم شدن، کناره گیری کردن، استعفا دادن