۱. توانایی ذهنی و فطری برای انجام دادن یا فراگرفتن کاری.
۲. [قدیمی] مهیا کردن؛ آماده کردن.
۳. [قدیمی] مهیا شدن؛ آماده شدن.
۴. [قدیمی] افراد و تجهیزات جنگی.
توانش، توانایی، درونداشت
آمادگی، استطاعت، توان، ذوق، شایستگی، قابلیت، قریحه، نبوغ
ability, ably _, aptitude, bent, birth, capacity, endowment, facility, faculty, flair, head, instinct, makings, nature, part, potency, potentiality, proneness, susceptibility, talent, tendency, touch, turn