استعجاللغتنامه دهخدااستعجال . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) شتافتن خواستن . بشتافتن خواستن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). شتابانیدن . شتاب خواستن . استیجاء. شتابی خواستن . (غیاث ). بر شتابی
استعجالفرهنگ انتشارات معین(اِ تِ) [ ع . ] 1 - (مص م .) کاری را به شتاب خواستن ، به شتاب واداشتن . 2 - (مص ل .) شتافتن ، شتاب کردن . 3 - (اِمص .) شتابزدگی .
إِبْکَارِفرهنگ واژگان قرآنبامداد - صبحگاه -طرف ابتداي روز ( معناي اصلي و لغوي اين کلمه استعجال و شتابزدگي بوده است )
تَسْتَعْجِلُونَفرهنگ واژگان قرآنتقاضاي تعجيل (عذاب)مي کنيد(به جدّ وجهد)(کلمه استعجال به معناي اين است که از ديگري بخواهي عجله کند ، و او را بر انجام خواستهات تحريک کني.)