استروولغتنامه دهخدااستروو. [ اِ رو وْ ] (اِخ ) ویلهلم . یکی از اخترشناسان و حکمای ریاضی روسیه ، مولد 1793 در آلتونه و وفات 1864 م . وی رئیس هیأتی از دانشمندان بود که تنظیم نقشه ٔ
استراودلغتنامه دهخدااستراود. [ ] (اِ) بترکی اسم فلفل است . (فهرست مخزن الادویه ). و این غلط است و کلمه ایستی اود است یعنی گیاه گرم .
استروتاسلغتنامه دهخدااستروتاس . [اِ ] (اِخ ) والی لیدیه به زمان اردشیر دوم هخامنشی . (ایران باستان ص 1116).
استروارلغتنامه دهخدااستروار. [ اَ ت َرْ ] (اِ مرکب ) بار استر. بار قاطر : و خلفای عباسی سه استروار زر به امیرالجیوش که امیر عساکر بود فرستادند و مالهای دیگر بپذیرفتند. (نامه ٔ حسن
استرلومیقیلغتنامه دهخدااسترلومیقی . [ ] (معرب ، اِ) استرلومیقا. از یونانی استرنومی . (دزی ج 1 ص 21). و این تصحیف کاتب است .