استرنلغتنامه دهخدااسترن . [ اِ ت ِ ] (اِخ ) لورِنس . نویسنده ٔ انگلیسی ، مولد کلُنْمِل (ایرلاند). او راست : تریسترام شاندی ومسافرت احساساتی . وی نویسنده ای مبتکر و فکاهی حساس است
استرنهلغتنامه دهخدااسترنه . [ اِ ت ِ ن ِ ] (اِخ ) کرسی کانتون مارن ، از ناحیت اپرنه ، در ساحل گران مُرَن ، دارای 1560 تن سکنه و راه آهن از آن گذرد.
استرنگفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده= مهرگیاه: ◻︎ بی یاد حق مباش که بی یاد و ذکر حق / نزدیک اهل و عقل چه مردم چه استرنگ (سوزنی: ۲۳۴).
اسطرنومیالغتنامه دهخدااسطرنومیا. [ اَ طَ رُ ] (معرب ، اِ) (از: یونانی ِ اَسْترُن ، ستاره + نُمُس ، قانون ) آسطرنومیا. اَصطرونومیا. علم نجوم .
آسطرنومیالغتنامه دهخداآسطرنومیا. [ رُ ن ُ ] (یونانی ، اِ) (از یونانی آسترُن ، ستاره + نومُس ، قانون ) اخترشناسی . علم هیأت ، یعنی علم شناختن مواضع و حرکات سیارات و ثوابت وآن یکی از