استردادفرهنگ مترادف و متضاد۱. بازستانی، پسدهی، تحویلدهی، تسلیم، رد، عودت، واپس، واستانی ۲. بازگرفتن، فرازگرفتن، واستدن
استردادلغتنامه دهخدااسترداد. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) طلب بازپس چیزی کردن . داده را واپس خواستن . (غیاث ). رد کردن خواستن . وادادن خواستن . (زوزنی ). پس گرفتن :ابداً یَسْتَرِدﱡ ما وهب ال
ردواژهنامه آزاداسترداد رَدْ:(rad) در گویش گنابادی یعنی نشان ، علامت باقی مانده || رد شدن: عبور ، رفتن ، نفهمیدن || ردشده: برگشت خورده || رد کردن: دست به دست دادن به نفر کناری