استرجاعلغتنامه دهخدااسترجاع . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) انّا ﷲ و انّا الیه راجعون گفتن . (منتهی الارب ). انا ﷲ و انا الیه راجعون گفتن در وقت مصیبت . (تاج المصادر بیهقی ): و استکان و استرج
استرجاعفرهنگ انتشارات معین(اِ تِ) [ ع . ] 1 - (مص م .)رجوع کردن ، طلب بازگشت کردن . 2 - داده ای را بازپس گرفتن . 3 - (مص ل .) هنگام شنیدن خبر مرگ کسی ، انالله و اناالیه راجعون گفتن .
استرجاعفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. بازگرفتن چیزی از کسی.۲. «انا للّه و انا الیه راجعون» گفتن هنگام شنیدن خبر مرگ کسی.
استجاعةلغتنامه دهخدااستجاعة. [ اِ ت ِ ع َ ] (ع مص )گرسنگی نمودن . (زوزنی ) (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ). || سخت گرسنه شدن . (منتهی الارب ).
استرباعلغتنامه دهخدااسترباع . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) استرباع رمل ؛ توبرتو نشستن ریگ . || استرباع غبار؛ بلند شدن گرد. برخاستن گرد. || استرباع بعیر در سیر؛ قوی گردیدن آن در سیر. (از منته
استرضاعلغتنامه دهخدااسترضاع . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) شیر دادن خواستن . طلب شیر دادن . بمزد فراگرفتن کسی را تا فرزندک را شیر دهد. (زوزنی ). دایه گرفتن فرزند را. (تاج المصادر بیهقی ). دا
مسترجعلغتنامه دهخدامسترجع. [ م ُ ت َ ج ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استرجاع . طلب بازگشت کسی را کننده . (اقرب الموارد). || آنکه بوسیله ٔ گفتن «اناﷲ و اناالیه راجعون » به خداوند پن
مسترجعةلغتنامه دهخدامسترجعة. [ م ُ ت َ ج ِ ع َ ] (ع ص ) تأنیث مسترجع، که نعت فاعلی است از استرجاع . رجوع به مسترجع و استرجاع شود. || قوت مسترجعه ؛ بنابر عقیده ٔ صدرالدین غیر از قو
واپس گرفتنلغتنامه دهخداواپس گرفتن . [ پ َ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) بازگرفتن . دوباره پس گرفتن . || بازپس استادن . (ناظم الاطباء). استرجاع . (آنندراج ). و رجوع به واپس ایستادن و واپس اس
انا ﷲ و انا الیه راجعونلغتنامه دهخداانا ﷲ و انا الیه راجعون . [ اِن ْ نا ل ِل ْ لا هَِ وَ اِن ْ نا اِ ل َ هَِ ج ِ ] (عربی ، جمله ) یعنی ما خدای راییم و بازگشت ما سوی اوست . در هنگام مصیبت و دیدن ج
استکانةلغتنامه دهخدااستکانة. [ اِ ت ِ ن َ ] (ع مص ) استکانت . زاری . زاری کردن . تضرع . زاریدن . || فروتنی کردن . (منتهی الارب ) (زوزنی ) (مجمل اللغه ) (تاج المصادر بیهقی ). خوار گ