استرتاجلغتنامه دهخدااسترتاج . [ اِ ت ِ تا ] (ع مص ) بسته شدن سخن بر کسی : اُسترتج علیه (مجهولاً). (منتهی الارب ). ارتاج .
استنتاج کردندیکشنری فارسی به انگلیسیconclude, deduce, derive, draw, educe, extrapolate, induce, understand
inferringدیکشنری انگلیسی به فارسیاستنتاج، استنتاج کردن، استنباط کردن، پی بردن به، حدس زدن، اشاره کردن بر