664 مدخل
eavesdrop
تصنة ، تنصت تنصتا
tap, wiretap
( ~ سَ) [ ع . ] (مص م .) پنهانی به سخن کسی گوش کردن .
شنود، فال گوش ایستادن
phone-tapping, wiretap
eavesdropper
اِستراق سمع کردن.
استراق سمع کردن
استراق سمع کردن , شنود کردن
استراق سمع، استراق سمع کردن
گوش دادن، استراق سمع کردن