استراقلغتنامه دهخدااستراق . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) دزدیدن . دزدیده کردن . (منتهی الارب ).- استراق سمع ؛ دزدیده گوش بداشتن . (زوزنی ). دزدیده گوش بسخن فراداشتن . گوش بسخن کسی داشتن . (
استراقفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. دزدیدن.۲. کار دیگری را به خود نسبت دادن. استراقِ سمع: پنهانی گوش دادن به سخن دیگران.