استراخانلغتنامه دهخدااستراخان . [ اَ ] (اِخ ) اشترخان . هشترخان . حاجی ترخان . ولایتی به روسیه ، در قدیم ناحیتی بود بنام خانه استراخان ، و آن بر ساحل بحر خزر، که از 40 درجه و 40 دقی
جانیونلغتنامه دهخداجانیون . (اِخ ) خانات استراخان (هشترخان ). (ترجمه ٔ الانساب والاسرات الحاکمه ٔ ج 2 ص 406). امراء جانی . رجوع بجانی شود.
باقی محمدلغتنامه دهخداباقی محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) اولین از امرای جانی یا هشترخانی بخارا و غیره . (1007 - 1014 هَ . ق .). از فرمانروایان خانات استراخان که به مناسبت نام سرسلس
خاویارلغتنامه دهخداخاویار. (اِ) تخم انواع مختلف ماهی اسیپنسر یا سگ ماهی است که بصورت ماده ٔ غذایی در آمده است . لغت خاویار که در اکثر زبانهای اروپایی - باستثنای روسی یکی است ، ظاه
بخارالغتنامه دهخدابخارا. [ب ُ ] (اِخ ) شهری است مشهور از ماوراءالنهر و مشتق از بخار است بمعنی بسیارعلم . که چون در آن شهر علماء و فضلاء بسیار بوده اند بنا برآن بدین نام موسوم شده