828 مدخل
بازایستادن از فعالیت جسمی یا فکری برای آرامش یافتن، دفع خستگی، بازیافتن نیرو، یا سلامتی.
آسایش، آرمیدن، آسودن
آرامش، آرمیدن، آسایش، آسودن، تمدداعصاب، خوشی، راحت، فراغ، فراغت
breather, relaxation, repose, rest
ارخاء , استراحة , تاجيل , راحة , متنفس
استراحت . [ اِ ت ِ ح َ ] (ع مص ) رجوع به استراحة شود.
برآسود
آسودن، آرمیدن، درازکشیدن
استراحة , تقاعد , عرين
اکذوبة
اِرتاحَ
استراحت