134 مدخل
استنطاق کردن , تحقيق کردن , باز جويي کردن
بازجويي کردن
تا اجابت کنم
اجابت کرد(باکوشش بسيار)
اجابت کردند(باکوشش بسيار)
اجابت کرديد(باکوشش بسيار)
استجوب , استفسر
استجوب , استفسر , تجربة , حقق فيه , دقق , سوال
افحص , تجربة ، إستجوب إستجوابا ، إستنطق إستنطاقا
استروبیلی