استثمارلغتنامه دهخدااستثمار. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) میوه خواستن . || میوه چیدن . (غیاث ). || از رنج دیگری برخوردن .
استثمارفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. بهره بردن ناعادلانه از حاصل کار دیگران؛ بهرهکشی.۲. (سیاسی) استفادۀ ناعادلانۀ کشورهای قوی از منابع اقتصادی کشورهای ضعیف.۳. بهره گرفتن از چیزی.