استبانسلغتنامه دهخدااستبانس . [ اِ ت ِ ن ُ ](اِخ ) نام پادشاه روم . (حبیب السیر جزء2 از ج 1 ص 77). این نام در مجمل التواریخ والقصص (ص 129) و کتاب حمزه استسیانوس آمده است .
استبانةلغتنامه دهخدااستبانة. [اِ ت ِ ن َ ] (ع مص ) پیدا و آشکار شدن . پیدا و آشکار گردیدن . (منتهی الارب ). هویدا شدن . (تاج المصادر بیهقی ). ظهور. پیدائی . آشکاری . هویدائی . || پ
استبطانلغتنامه دهخدااستبطان . [اِ ت ِ ] (ع مص ) استبطان امر کسی ؛ محرم راز او شدن : استبطن امره . (از منتهی الارب ). || در نهان داشتن . (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ). در پنها
استبانهفرهنگ انتشارات معین(اِ تِ نِ یا نَ) [ ع . استبانة ] 1 - (مص ل .) پیدا شدن ، آشکار گشتن ، هویدا شدن . 2 - (مص م .) پیدا کردن ، آشکار کردن . 3 - به جای آوردن ، دانستن ، شناختن . 4 -
استبانسلغتنامه دهخدااستبانس . [ اِ ت ِ ن ُ ](اِخ ) نام پادشاه روم . (حبیب السیر جزء2 از ج 1 ص 77). این نام در مجمل التواریخ والقصص (ص 129) و کتاب حمزه استسیانوس آمده است .