استباقلغتنامه دهخدااستباق . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) بر یکدیگر پیشی گرفتن . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ). بر همدیگر پیشی گرفتن . پیشی گرفتن با کسی در دویدن و تاختن . || درگذشتن ا
اصطباغلغتنامه دهخدااصطباغ . [ اِ طِ ] (ع مص ) نانخورش ساختن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). نانخورش کردن . (زوزنی ). نانخورش گرفتن . (تاج المصادر بیهقی ). اصطباغ کسی ب
اُسْتاقگویش گنابادی در گویش گنابادی انسان یا حیوانی که با توجه به حالات و سکناتش گمان میرود حامله است ولی پس از مدتی مشخص میگردد حامل نیست.
مستبقلغتنامه دهخدامستبق . [ م ُت َ ب ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از استباق . پیشی گیرنده و درگذرنده از جای . (منتهی الارب ). آنکه کوشش می کند پیشی گرفتن و درگذشتن را. || آنکه غالب می شو
پیشی گرفتنلغتنامه دهخداپیشی گرفتن . [ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) سبق . (دهار). بدارسبقت جستن . مبادرت کردن . جلو افتادن . پیش افتادن . سبقت کردن . بوص . تقدم جستن . انبیاص . مرص . اشتاء.
اشتقاقلغتنامه دهخدااشتقاق . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) گرفتن کلمه ای از کلمه ای . (غیاث ) (منتخب اللغات ) (منتهی الارب ). ستدن کلامی از کلامی . (تفلیسی ). سخنی از سخنی شکافتن . (زوزنی ).