استارا - زاگرالغتنامه دهخدااستارا - زاگرا. [ اِ گ ُ ] (اِخ ) شهری به بلغارستان (روم ایلی شرقی )، دارای 32000 تن سکنه .
آستارالغتنامه دهخداآستارا. (اِخ ) نام بندر و مرکز تجارتی بمغرب خزر بشمال گرگانه رود بر خط سرحدی ایران و روس در 37هزارگزی جنوب لنکران ، در مصب رودی به همین نام ، موقف کشتی های بازر
أَسْفَاراًفرهنگ واژگان قرآنکتابها (جمع سِفر، کلمه سَفر - به فتح سين و سکون فاء - به معناي پردهبرداري است که البته در خصوص اعيان استعمال ميشود ، مانند سفر عمامه يعني برداشتن عمامه از سر ،
ایرانلغتنامه دهخداایران . (اِخ ) پهلوی ، «اِران » . به کشور ایران در عهد ساسانی «اران شتر» میگفتند. در عصر هخامنشی ایی ریا نام قوم ایرانی بود و این کلمه را نام قوم اُسِّت ِ قفقاز
جابرلغتنامه دهخداجابر. [ ب ِ ] (اِخ ) ابن حیان . قفطی آرد: جابربن حیان الصوفی الکوفی از متقدمین در علوم طبیعی است و بخصوص در علم کیمیا ماهر بودو تألیفات بسیار و مصنفات مشهوری د
منلغتنامه دهخدامن . [ م َن ن ] (ع اِ) ترنجبین . (ترجمان القرآن ) (مهذب الاسماء). گز انگبین . (زمخشری ). ترانگبین و آن تری و پشک است که بر درخت و سنگ منعقد شود و هر شبنم که از
آستارالغتنامه دهخداآستارا. (اِخ ) نام بندر و مرکز تجارتی بمغرب خزر بشمال گرگانه رود بر خط سرحدی ایران و روس در 37هزارگزی جنوب لنکران ، در مصب رودی به همین نام ، موقف کشتی های بازر