استاتیرالغتنامه دهخدااستاتیرا. [ اِ تا ت ِ ] (اِخ ) ارشک پسر داریوش دوم که بعدها پس از جلوس بتخت موسوم به اردشیر گردید، وی با استاتیرادختر ایدِرنِس (ویدرن ) یکی از بزرگان پارسی ازدو
استاتیرالغتنامه دهخدااستاتیرا. [ اِ تا ت ِ ] (اِخ ) زن داریوش سوم پادشاه هخامنشی . (ایران باستان ص 1449).او پس از جدال نخستین اسکندر و داریوش با حرم پادشاه اسیر اسکندر شد. (ایران با
استاتیرالغتنامه دهخدااستاتیرا. [ اِ تا ت ِ ] (اِخ ) دختر داریوش سوم . او با مادر خود همنام بود. کنت کورث گوید (کتاب 4 بند 5): مقارن فتح صور بدست اسکندر (332 ق . م .) نامه ای از داری
استاتیرافرهنگ نامها(تلفظ: estātirā) (در اعلام) نام زن داریوش سوم ؛ نام دختر داریوش سوم (او با مادر خود همنام بود) ؛ نام ملکهی اردشیر.
تری تخملغتنامه دهخداتری تخم . [ ت ْ ت َ ] (اِخ ) پسرویدرن و برادر استاتیرا (زن اردشیر پسر داریوش دوم ). که آمس تریس دختر داریوش را بزنی گرفت و چون پدرش درگذشت به جای او والی شد و ع
ژی ژیسلغتنامه دهخداژی ژیس . (اِخ ) نام زنی که به دستور پروشات مادر اردشیر دوم استاتیرا زوجه ٔ او را مسموم کرد. شرح آن واقعه چنین است : پروشات که از دیرگاهی قصد کشتن استاتیرا زن ار
ستاتیرالغتنامه دهخداستاتیرا. [ س َ ] (اِخ ) دختر داریوش سوم ، زن اسکندر. رجوع به ایران باستان ص 1631 و 560 و ایضاً رجوع به استاتیرا شود.
ستاتیرالغتنامه دهخداستاتیرا. [ س َ ] (اِخ ) دختر ارسان ، زن داریوش سوم ، متوفات 330 ق .م . برای تمام اسامی فوق رجوع به استاتیرا و ایران باستان شود.