اسبتلغتنامه دهخدااسبت . [ اَ ب ُ] (ع اِ) ج ِ سبت ، بمعنی شنبه و آسایش و روزگار و نوعی از رفتار شتر و سرگشتگی و بیهوشی و اسب نیکورو.
اثبتلغتنامه دهخدااثبت . [ اَ ب َ ] (ع ن تف ) استوارتر.- امثال : اثبت ُ فی الدّار من الجدار ؛ اخذ من قول الشاعر:کأنه فی الدّار رب ّالدّاراثبت فی الدّار من الجدار. اثبت من اصم ّ
اسبطرارلغتنامه دهخدااسبطرار. [ اِ ب ِ ] (ع مص ) بر پهلو خفته یازیدن . (منتهی الارب ). پهن واشدن . پهلو خفتن . کشیده شدن و دراز شدن . || شتاب رفتن شتران . (منتهی الارب ). تیز رفتن ش
اسبطرارلغتنامه دهخدااسبطرار. [ اِ ب ِ ] (ع مص ) بر پهلو خفته یازیدن . (منتهی الارب ). پهن واشدن . پهلو خفتن . کشیده شدن و دراز شدن . || شتاب رفتن شتران . (منتهی الارب ). تیز رفتن ش
مسبطرلغتنامه دهخدامسبطر. [ م ُ ب َ طِرر ] (ع ص ) نعت فاعلی از مصدر اسبطرار. رجوع به اسبطرار شود. یازیده و درازشده . (ناظم الاطباء).
اشبطانةلغتنامه دهخدااشبطانة. [ ] (ع اِ) در اندلس نوعی سوسن را گویند . در نسخ اشبطانه ، اسبطانه هم آمده . (دزی ج 1 ص 24).
اسباطلغتنامه دهخدااسباط. [ اِ ] (ع مص ) خاموش شدن از بیم و سر فرودافکندن . (منتهی الارب ). || بر زمین دوسیدن از ضرب و زخم یا بیماری . دوسیدن به زمین و دراز گشتن از ضرب . (منتهی ا
دراز شدنلغتنامه دهخدادراز شدن . [ دِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) یازیدن . طول پیدا کردن . (یادداشت مرحوم دهخدا). امتداد یافتن . کشیده شدن . اِستطالة. (دهار). اِمِّتار. اَمتداد.اِنسراب . تَط