اسباتلغتنامه دهخدااسبات . [ اِ ] (ع مص ) به شنبه درآمدن جهودان . (منتهی الارب ). شنبهی کردن جهودان .در شنبه شدن جهودان . (تاج المصادر بیهقی ). || آرمیدن . (منتهی الارب ). آسایش ک
اثباتدیکشنری فارسی به انگلیسیconfirmation, corroboration, demonstration, evidence, proof, reasoning, testimony, validation, verification, vindication
اسباطلغتنامه دهخدااسباط. [اَ ] (اِخ ) ابن واصل الشیبانی . جاحظ در البیان و التبیین (چ سندوبی ج 1 ص 38) بیتی ازو نقل کرده است .
اسباطلغتنامه دهخدااسباط. [ اَ ] (اِخ ) ابن عبداﷲ. اسماعیل بن عبداﷲ سمویه از او روایت دارد و وی از ابی داود روایت کند. ابونعیم از او به وسایطی خبری نقل کند. (ذکر اخبار اصبهان ج 1
أَسْبَابَفرهنگ واژگان قرآنسببها (کلمه اسباب به معناي پلهها و راههايي است که به وسيله آن به آسمانها صعود ميکنند ، و ممکن است مراد از ارتقاء اسباب در عبارت "فَلْيَرْتَقُواْ فِي ﭐلْأَسْبَا
مسبتلغتنامه دهخدامسبت . [ م ُ ب ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از مصدر اسبات . رجوع به اسبات شود. || در روز شنبه درآینده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). به شنبه درآمده . شنبه را عید کرده
شنبهی کردنلغتنامه دهخداشنبهی کردن . [ شَم ْ ب ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) عید گرفتن جهودان به شنبه . اِسبات . شنباذ. تشنبذ. (یادداشت مؤلف ). در روز شنبه درآمدن و به اعمال آن عمل کردن و تعط
مسبتةلغتنامه دهخدامسبتة. [ م ُ ب ِ ت َ ] (ع ص ) مسبّتة. مؤنث مسبت که نعت فاعلی است از اسبات . رجوع به مسبت و اسبات شود.- ادویه ٔ مسبته ؛ دواهای سبات آور. (یادداشت مرحوم دهخدا).
آسایشلغتنامه دهخداآسایش . [ ی ِ ] (اِمص ) اسم مصدر و مصدر دویم آسودن . راحت . استراحت . آسانی . آسودگی . دعه . وداعَت . خفض عیش . تنعم . رَوح . مقابل رنج : بدانگه که می چیره شد ب