أَسْبَابَفرهنگ واژگان قرآنسببها (کلمه اسباب به معناي پلهها و راههايي است که به وسيله آن به آسمانها صعود ميکنند ، و ممکن است مراد از ارتقاء اسباب در عبارت "فَلْيَرْتَقُواْ فِي ﭐلْأَسْبَا
اسبابدیکشنری فارسی به انگلیسیappliance, applicator, appointments, article, contraption, device, effects, fitting, implement, tackle, thing, tool
فرفرهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنوعی اسباببازی کاغذی سبک و پرهدار که بر اثر جریان باد دور خود میچرخد؛ بادفر: ◻︎ با بیقرار دهر مجوی ای پسر قرار / عمرت مده به باد به افسون و فرفره (ناصرخسر
آدمکمفصلیaction figureواژههای مصوب فرهنگستاننوعی اسباببازی عموماً ازجنس پلاستیک شبیه به شخصیتهای معروف فیلمها و کتابها و بازیهای ویدیویی و برنامههای تلویزیونی که مفاصل متحرک و لوازم اضافی تغییرپذی
همچینlegoواژههای مصوب فرهنگستاننوعی اسباببازی، شامل قطعات کوچک عموماً کائوچویی یا پلاستیکی، که میتوان آنها را بر روی هم سوار کرد و برای بازی و سرگرمی چیزهایی مانند خانه و قطار و کشتی ساخت