۱. لوازم؛ ساز و برگها؛ وسایل: اسباب خانه، اسباب سفر.
۲. امکانات؛ لوازم مورد نیاز.
۳. = سبب
۴. [قدیمی] ثروت.
آلات، آلت، ابزار، اثاث، برگ، بساط، تجهیزات، جمعیت، دستگاه، رخت، سامان، شرایط، علل، لوازم، وسایل، وسیله
appliance, applicator, appointments, article, contraption, device, effects, fitting, implement, tackle, thing, tool