هنگامی که می خواستم از پله ها پایین بیایم ، پایم گیر کرد و زمین خوردم. (/ وقتی که از پله ها پایین می آمدم، پایم گیر کرد و زمین خوردم.)گویش اصفهانی تکیه ای: vaxdi amgâ pellahâ-de ǰir ehon, pâm gir beka-vo zemin gelâɂun طاری: vaxdi pellahâ-vâ ǰer atumayun, pâm gir-eš ka-vo zimin bumayun. طامه ای: vaxdi ke pe
یادت هست وقتی بچه بودی، از درخت بالا میرفتی و لانة پرندگان را خراب میکردی؟گویش اصفهانی تکیه ای: vired ha vaxdi vača boɂe, derax-de bâlâ ašde-vo xešuna morâ-d xarâb aka? طاری: vired-a vača go boɂe, derax-vâ bâlâ ašoɂe-vo luna-ye parandahâ-d xerâb a
sinceدیکشنری انگلیسی به فارسیاز آنجا که، پس از، از وقتی که، از این رو، از انجاییکه، چون، چون که، نظر باینکه
قرمطیانلغتنامه دهخداقرمطیان . [ ق ِ م ِ / ق َ م َ ] (اِخ ) فرقه ای از غُلات شیعه میباشند که به سبعیه نیز نامیده شده اند. (تعریفات ). از وقتی که نخستین دعات اسماعیلی در اهواز مستقر
وقتفرهنگ انتشارات معین(وَ) [ ع . ] (اِ.) 1 - مقداری از زمان که برای امری فرض شده ، هنگام ، زمان . ج . اوقات . 2 - دوره ، عصر. 3 - فرصت . 4 - نوبت . 5 - فصل . ؛ ~ گل نی کنایه از: و
قضافرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (فلسفه) تقدیر و حکم الهی که در حق مخلوق واقع شود.۲. (صفت) (فقه) نماز یا روزه که در خارج از وقتی که شارع معین کرده بهجا آورده شود.۳. (اسم مصدر) [قدیمی] حکم ک
رجللغتنامه دهخدارجل . [ رَ ج ُ ] (ع اِ) مقابل زن . (از اقرب الموارد). مرد مقابل زن یعنی وقتی که بالغ شده محتلم گردد،و یا از وقتی که متولد میشود اطلاق رجل بر آن میگردد. (از آنند