ازمعلغتنامه دهخداازمع. [ اَ م َ ] (ع ص ، اِ) آنکه انگشت زائد دارد. || بلا. || امر بد و قبیح . ج ، اَزامع. (منتهی الارب ).
عظمالغتنامه دهخداعظما. [ ع ُ ظَ ] (ع ص ، اِ) عظماء. ج ِ عظیم . بزرگان . (از غیاث اللغات ). رجوع به عظماء شود.
آزمالغتنامه دهخداآزما. [ زْ / زِ ] (نف مرخم ) آزمای . مخفف آزماینده ، و آن گاه که با اسمی مرکب شود، چنانکه در بخت آزما، جنگ آزما، دروغ آزما، رزم آزما، زورآزما، مهرآزما، هجرآزما،
از ما بهترانفرهنگ انتشارات معین(اَ. بِ تَ) (اِ.) 1 - (عا.) پریان ، جن ها. 2 - کنایه از: صاحبان قدرت و توانگران .