مالک ـ مدیر کشتیmanaging ownerواژههای مصوب فرهنگستانیکی از شریکهای کشتی که از طرف دیگر شرکا تمامی اختیارات به او تفویض شده است و تمامی امور کشتی از قبیل تحویل کالا و دریافت اجاره و انتخاب نماینده را انجام میدهد
شَدّهگویش بختیاریمجموعهاى از چند رشته مهره ریز و رنگ به رنگ که سر آنها از یک طرف به هم وصل مىشود و از طرف دیگر آزاد است (نوع مرغوب و بزرگ آن را دوشیزگان به سینه زنند و کوچک آن ر
اثر انگشت کمانیarch finger print, arch 1واژههای مصوب فرهنگستاننوعی اثر انگشت که خطوط آن از یک طرف وارد میشود و بهصورت قوس یا کمان از طرف دیگر خارج میشود متـ . کمانی 2
گماشتهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱.گمارده؛ کسی که از طرف دیگری بر سر کاری گذاشته شده؛ مٲمور.۲. نوکر.