از آنجالغتنامه دهخدااز آنجا. [ اَ ] (حرف اضافه + اسم ) مِن ْ ثَم َّ. || (حرف ربط مرکب ) برای آن . بدان جهت : مگر مار بر گنج از آنجا نشست که تا رایگان مهره ناید بدست .نظامی .
sinceدیکشنری انگلیسی به فارسیاز آنجا که، پس از، از وقتی که، از این رو، از انجاییکه، چون، چون که، نظر باینکه
نافچهواژهنامه آزاداز آنجا که این شهر دارای قدمتی کهن میباشد ونام قبلی آن غرقاب بوده وکوهای موازی کنار آن آثار زندگی دیده شده وبه مرور این آب کمتر شده وتبدیل به رودخانه ای بزرگ شد
بایوهواژهنامه آزاد۱- از آنجا که منشأ کلمه زبان کردی و یک واژۀ ترکیبی محلی کردی است، لذا چنین (بایه وه) نوشته میشود. [با + ی + ه + وه] که هرکدام آوا و اشاره و معنی خاصی داشته و در
زاگzygoteواژههای مصوب فرهنگستانیاختهای دولاد که از آمیزش کامههای تکلاد نر و ماده حاصل میشو متـ . تخم * از آنجا که «تخم» در برابر واژههای بیگانۀ متعدد به کار میرود فرهنگستان برای خاص ک