ازنوالغتنامه دهخداازنوا. [ اِ ن َ ] (اِخ ) جنگلی است قرب روشندون مازندران . (سفرنامه ٔ مازندران و استراباد رابینو ص 48 بخش انگلیسی ).
صماخلغتنامه دهخداصماخ . [ ص ِ ] (اِخ ) حفصی آرد: ازنواحی یمامة یا نجد است و آن کوهی است و به قرب آن دهی است که آنرا خلیف صماخ گویند. (معجم البلدان ).
اسپی چشمهلغتنامه دهخدااسپی چشمه . [ اِ چ َ م َ ] (اِخ ) ازنواحی سوادکوه مازندران . (سفرنامه ٔ مازندران و استراباد رابینو ص 116 بخش انگلیسی بنقل از مِلگونُف ).
اطریهلغتنامه دهخدااطریه . [ اَ ری ی َ ] (اِخ ) نام یکی ازنواحی اندلس . رجوع به حلل السندسیة ج 2 ص 41 شود.
الیةلغتنامه دهخداالیة. [ اُل ْ ی َ ] (اِخ ) نام دیهی بزرگ ازنواحی اشبیلیه واقع در اندلس . (از معجم البلدان ).
چول ریزلغتنامه دهخداچول ریز. (اِخ ) از قرای ناحیه رستم ازنواحی فارس است . (جغرافیای مفصل غرب ایران ص 289).