ازماللغتنامه دهخداازمال . [ اِزْ زِم ْ ما ] (ع مص ) درپوشیدن جامه را و پیچیده شدن بدان . (منتهی الارب ). ازملال .
ازملاللغتنامه دهخداازملال . [ اِ م ِ ] (ع مص ) ازمال . درپوشیدن جامه را و پیچیده شدن بدان . (منتهی الارب ).
صالحلغتنامه دهخداصالح . [ ل ِ ] (اِخ ) ابن عبداﷲ قیروانی . وی ازمالک روایتی منکر دارد و از او فرزند وی فضل روایت کند. خطیب هر دو را مجهول شمرده و دارقطنی آنان را ضعیف خوانده است
کجواجیلغتنامه دهخداکجواجی . [ ک َج ْ ] (حامص مرکب ) حالت و چگونگی کجواج . کجی . معوجی . ناراستی : ننمودن عیب اغنیا ازمال است کجواجی شاخ را بود برگ پناه . محمدجان قدسی (از آنندراج
غنثلغتنامه دهخداغنث . [ غ َ ] (اِخ ) ابن افیان بن قحم بن معدبن عدنان از بنی مالک بن کنانة است . (از تاج العروس ). بطنی ازمالک بن کنانة. (اللباب فی تهذیب الانساب ج 2 ص 178).
پرداختنکنندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی رداختنکننده، دستتنگ، معسر، اختلاسکننده، مختلس، تهیدست شخصمعسر، فراری ازمالیات، عقب ازاقساط، کلاهبردار، دزد