ازدیاددیکشنری فارسی به انگلیسیboost, multiplication, plethora, pressure, proliferation, rise, swell, swelling, up
ازدیادلغتنامه دهخداازدیاد. [ اِ ] (ع مص ) افزون کردن . (تاج المصادر بیهقی ). زیاده کردن . فزایش . افزایش . افزودن . فزودن . || افزون شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (منتهی الا
تکثیر 2propagation 2واژههای مصوب فرهنگستانازدیاد گیاهان از راههای گوناگون از جمله بذرافشانی و قلمهزنی و پیوند و خوابانیدن
ریزتکثیریmicropropagationواژههای مصوب فرهنگستانازدیاد گیاهان در شیشه با استفاده از کشت قطعات بافت یا اندام آنها