ازبرمفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده= ازبر: ◻︎ از مصحف تندی و درشتی نه همانا / یک سوره برآید که تو ازبرم نداری (فتوحی: لغتنامه: ازبرم).
از برملغتنامه دهخدااز برم . [ اَ ب َ ] (حرف اضافه + اسم ، ص مرکب ) از بر. (جهانگیری ) (برهان ). حفظ. (آنندراج ) : یک دم بمراعات دلم گرم نداری یک ذره مرا رحمت و آزرم نداری از مصحف
أبرَمَدیکشنری عربی به فارسیتأکيدکرد , به تأييد رساند , تصويب کرد , به تصويب رساند , بست (قرارداد) , منعقدکرد
أبرَمَ (أکَّدَ) العَزمَدیکشنری عربی به فارسیتصميم گرفت , اراده کرد , مصمم شد , در صدد برآمد , بر آن شد که
ز برملغتنامه دهخداز برم . [ زِ ب َ ] (حرف اضافه + اسم ) مرکب از لفظ «ز»: از و «برم » بمعنی حفظ، از حفظ. (فرهنگ نظام ). بمعنی ازبر است که حفظ و بیاد داشتن و بخاطر نگاه داشتن باشد.