ازارهلغتنامه دهخداازاره . [ اِ رَ / رِ ] (اِ) اِزار. ایزار. ایزاره . هزاره . آن قسمت از دیواراطاق و یا ایوان که از کف طاقچه تا روی زمین بود.
ازارهلغتنامه دهخداازاره . [ اِ رَ ] (ع مص ) بزیارت برانگیختن کس را. (منتهی الارب ). بر زیارت داشتن . (تاج المصادر بیهقی ). بزیارت بردن . (مؤید الفضلاء). || بزیارت شدن .
ازارهفرهنگ انتشارات معین(اِ رِ) ( اِ.) آن قسمت از دیوار اطاق یا ایوان که از کف طاقچه تا روی زمین باشد.
ازارهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهپایین دیوار که از قسمتهای دیگر متمایز است و آن را با سنگ، آجر، کاشی، یا موزاییک نماسازی میکنند.
هزارهواژهنامه آزادازاره، آزره، هزاره؛ قومی از اقوام اصیل افغانستان و اقوام خراسان که امروزه خاوری نیز گفته می شود. (افغانی) هَزارَه؛ نام قومی از اقوام ساکن در افغانستان، پاکستان،
هزارهفرهنگ انتشارات معین(هِ رِ یا رَ) (اِ.) = ازاره : 1 - قسمتی از دیوار که مابین زمین اطاق و طاقچه واقع شده . 2 - فواره ای که مانند ابریق است .
ایزارهلغتنامه دهخداایزاره . [ رَ ] (اِ) ازاره ٔ خانه را گویند و آن از دیوار مقداری باشد از زمین خانه تا بکنار طاقچه ٔ مرتبه ٔ پائین که در هنگام نشستن پشت بر آن گذارند. (برهان ) (آ