اریوسلغتنامه دهخدااریوس . [ اَ ] (اِخ ) مُرتدّ مشهور. مولد280 م . در اسکندریه و بقولی در قیروان (سیرنائیک ) و متوفی در قسطنطینه به سال 336م . وی نخست پیرو لیکُپُلیس کشیش که در مص
اریوسلغتنامه دهخدااریوس . [ اَ ] (اِخ ) رومی بن اصطفانوس بن بطلینس . ملقب برشید قومه . از علماء عزائم . او راست : کتابی که در آن ذکر اولاد ابلیس و تفرق آنان در بلاد و انساب جن و
اریوسلغتنامه دهخدااریوس . [ اَ ] (اِخ ) معروف به المصاد. یکی از اطبای دوره ٔ فترت بین بقراط و جالینوس . (عیون الانباء ج 1 ص 36).
اریوس باغوسلغتنامه دهخدااریوس باغوس . [ اَ ](اِخ ) (تل ّ مریخ ) و آن تل چنانست که اگر کسی بر فراز آن بایستد و اطراف خود را نگاه کند، صنایع غریبه از قبیل تماثیل و مذابح و معابد متعدده [
پاله آریوسلغتنامه دهخداپاله آریوس . [ ل ِ ] (اِخ ) (آنتونیو دالاّ پاگلیا...) از شعرای لاتین جدید. مولد به آغاز قرن شانزدهم در وِرُلی از اعمال روم و او در 1570م .977/ هَ . ق . در روم م
اروسلغتنامه دهخدااروس . [ ] (ص ) روشن و صیقل زده . (در سه نسخه ٔ خطی منتخب اللغات ). و جای دیگر دیده نشد.
اریوس باغوسلغتنامه دهخدااریوس باغوس . [ اَ ](اِخ ) (تل ّ مریخ ) و آن تل چنانست که اگر کسی بر فراز آن بایستد و اطراف خود را نگاه کند، صنایع غریبه از قبیل تماثیل و مذابح و معابد متعدده [
پاله آریوسلغتنامه دهخداپاله آریوس . [ ل ِ ] (اِخ ) (آنتونیو دالاّ پاگلیا...) از شعرای لاتین جدید. مولد به آغاز قرن شانزدهم در وِرُلی از اعمال روم و او در 1570م .977/ هَ . ق . در روم م