اریوانلغتنامه دهخدااریوان . [ اِ ری ] (اِخ ) ایروان . بعد از تفلیس بزرگترین شهرهای قفقازیه میباشد در شصت وپنج هزارگزی شمالی آغری که محل تلاقی حدود ترکیه و ایران است ، و تقریباً در
اریوانلغتنامه دهخدااریوان . [ اِ ری ] (اِخ ) ایروان . یکی از ایالات قفقازیه ، در جنوب سلسله ٔ جبال قفقاز. این خطه در 1244 هَ . ق . از ایران منتزع و بتصرف روسیه درآمد. بعدها این سر
آریوانواژهنامه آزادآتشه وان، (وان:نام شهری کوردنشین در جنوب شرق ترکیه) (کردی) آتش وان؛ نگه دارندۀ آتش، سرچشمۀ نور و روشنایی.
اردوانلغتنامه دهخدااردوان . [ اَ دَ ] (اِخ ) آفدم یا افدم آخرین پادشاه اشکانی : و اردوان را در سیرالملوک آذروان نوشتست آفدم یعنی آخر. (مجمل التواریخ و القصص ص 32). رجوع به اردوان
اردوانلغتنامه دهخدااردوان . [ اَ دَ ] (اِخ ) ابن اشکانان . رجوع به اردوان بزرگ و مجمل التواریخ و القصص ص 32 شود.
اردوانلغتنامه دهخدااردوان . [ اَ دَ ] (اِخ ) ابن ایلاووس مسعودی در مروج الذهب بنقل از ابوعبیدة معمربن المثنی التیمی (دربعض نسخ الیمنی ) نام نهمین پادشاه اشکانی را ایلاووس بن اردوا
اردوانلغتنامه دهخدااردوان . [ اَ دَ ] (اِخ ) ابن نرسی نام هفتمین یا هشتمین یا دوازدهمین پادشاه اشکانی بروایات ابوریحان بیرونی و حمداﷲ مستوفی و خوندمیر و سپهر مؤلف ناسخ التواریخ .
الکساندروپوللغتنامه دهخداالکساندروپول . [ اَ ل ِ رُ پ ُ ] (اِخ ) نام شهریست استوار در ایالت اریوان قفقاز که در ساحل چپ رود «آرپه چایی » قرار دارد. پیش از آنکه بتصرف روسها درآید «قمری »
اردشلغتنامه دهخدااردش . [ اَ دَ ] (اِخ ) شهریست قدیم به ارمنستان و پایتخت آن . موقع وی بر کنار نهر الرس بمسافت 68 میلی جنوب شرقی اریوان و آنرا ارضاشاش والی ارمینیه ٔ کبری 187 ق
ارمنستانلغتنامه دهخداارمنستان . [ اَ م َ ن ِ ] (اِخ ) ارمن . ارمنیه . ارمینیه . (دمشقی ). ناحیه ای در آسیای غربی که از جانب شمال به گرجستان و از مشرق به بحر خزر و از جنوب به درّه ٔ