اریستفانلغتنامه دهخدااریستفان . [ اَ ت ُ ] (اِخ ) آریستفان . معروفترین شاعر فکاهی اَتن . مولد او در حدود 450 ق . م . و متوفی به سال 388 ق . م . وی یازده کمدی دارد که بسبک کمدی های ق
آریستفانلغتنامه دهخداآریستفان . [ ت ُ ] (اِخ ) اَریستفان . نام شاعر فکاهی مشهور آطنه (آتن ) در مائه ٔپنجم ق .م . او در اشعار خود برسوم و آداب و عادات زمان سخت تاخته و نامه هائی از م
اریستفانلغتنامه دهخدااریستفان . [ اَ ت ُ ] (اِخ ) آریستفان . معروفترین شاعر فکاهی اَتن . مولد او در حدود 450 ق . م . و متوفی به سال 388 ق . م . وی یازده کمدی دارد که بسبک کمدی های ق
آریستفانلغتنامه دهخداآریستفان . [ ت ُ ] (اِخ ) اَریستفان . نام شاعر فکاهی مشهور آطنه (آتن ) در مائه ٔپنجم ق .م . او در اشعار خود برسوم و آداب و عادات زمان سخت تاخته و نامه هائی از م
گپلغتنامه دهخداگپ . [ گ ِ ] (اِخ ) زنبوران . کمدی آریستفان که در حدود22 ق .م . در آتن نمایش داده شده و راسین از آن تقلیدو پیروی کرده است . مصنف در این اثر مرافعات آتنیان و محا
بلبللغتنامه دهخدابلبل . [ ب ُ ب ُ ] (ع اِ) هزاردستان . (منتهی الارب ) (دهار) (مهذب الاسماء). مرغی است معروف ، بقدر عصفوری و خوش الحان . (از تحفه ٔ حکیم مؤمن ). جانور معروف که ه