ارگنجلغتنامه دهخداارگنج . [ اُ گ َ ] (اِخ ) اورگنج . گرگانج . شهری است از خراسان که در سرحد ماوراءالنهر واقع شده است . (برهان ) (جهانگیری ). جرجانیه ، پای تخت خوارزم . (غیاث ) :
آرنجگویش اصفهانی تکیه ای: ârenǰ طاری: ârenǰ طامه ای: âranǰ طرقی: kolešniǰa کشه ای: ârenǰ نطنزی: ârenǰ
اورگنجلغتنامه دهخدااورگنج . [ گ َ ] (اِخ ) دارالملک خوارزم که گرگانج نیز گویند. (ناظم الاطباء) (تاریخ جهانگشای ). رجوع به ارگنج و جرجانیه و گرگانج شود.
گرگانجلغتنامه دهخداگرگانج . [ گ ُ ن َ ] (اِخ ) نام دارالملک ولایت خوارزم است . (برهان ) (غیاث اللغات ). معرب آن جرجانیه و ترکان ارگنج خوانند. (برهان ). شهری است که دارالملک خوارزم
جرجانیهلغتنامه دهخداجرجانیه . [ ج ُ نی ی َ ] (اِخ ) معرب گرگانچ . نام قصبه ای است در بلاد خوارزم . (از معجم البلدان ). در سرزمینهای خلافت شرقی چنین آمده : ایالت خوارزم در اوایل قرو
خوارزملغتنامه دهخداخوارزم . [ خوا / خا رَ ] (اِخ ) که بنامهای خوراسمیه و خوراسمیا نیز آمده است ،نام ناحیتی است که در سفلای جیحون قرار داشته و از ایام بسیار قدیم مهد قوم آریا بوده