ارگانلغتنامه دهخداارگان . [ اُ ] (فرانسوی ، اِ) (از یونانی ارگانن ) عضو. کارمند. || مُبیِّن افکار گروهی : روزنامه ٔ شوری ارگان حزب اجتماعیون بود.
ارگانفرهنگ انتشارات معین( اُ ) [ فر. ] ( اِ.)1 - کارمند. 2 - عضو،اندام . 3 - نشریه ای که بیان کنندة اندیشه ها و دیدگاه های یک سازمان یا حزب خاص باشد، ترجمان . (فره ).
ارگانفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (زیستشناسی) عضو؛ اندام.۲. سازمان؛ نهاد؛ تشکیلات.۳. نشریهای متعلق به یک حزب یا گروه خاص که بیانکنندۀ اندیشهها و اهداف آن حزب سیاسی است.