اروپالغتنامه دهخدااروپا.[ اُ رُ ] (اِخ ) دختر اَگِنور پادشاه صیدا در اساطیر یونانی . زاوش (زئوس ) رب النوع بزرگ یونان به هیأت ورزگاو درآمده ، اروپا را ربوده از دریا گذشت و بجریز
اروپالغتنامه دهخدااروپا. [ اُ ] (اِخ ) اروبی . (حدود العالم ). اوربی . (التفهیم ). اَوَرفی . اروفا. (دمشقی ). یکی از پنج قاره ٔ عالم و نزدقدما یکی از سه قسم آبادانی شمال . (حدود
اروپاEuropaواژههای مصوب فرهنگستانیکی از چهار قمر گالیلهای و بزرگ مشتری که در زیر سطح یخزدۀ آن اقیانوس وجود دارد