اربیکاکلغتنامه دهخدااربیکاک . [ اِ ] (ع مص ) اربیکاک رای ؛ شوریده رای و خرد شدن . شوریده شدن عقل . (منتهی الارب ). || اربیکاک از امری ؛ بازایستادن از کاری .
اریکالغتنامه دهخدااریکا. [ اَ ] (اِخ ) موضعی در مقاطعه ای بهمین نام در ولایت موکیفا از بلاد پرو موقع آن بین 18 درجه و 26 دقیقه ویک ثانیه عرض جنوبی و 70 درجه و 24 دقیقه طول غربی .
افنیکاتلغتنامه دهخداافنیکات . [ اِ ] (از ع ، اِ) تصحیف افنیکان . (بحر الجواهراز یادداشت مرحوم دهخدا). و رجوع به افنیکان شود.
ارتیکاواژهنامه آزاددادگر دادگستر عادل منصف داور کسی که مسئول انجام عدل است کسی که عدالت را بر پا میکند
دخان الفوجلغتنامه دهخدادخان الفوج . [ دُ نُل ْ ] (ع ،اِ مرکب ) گیاهیست از انواع کومپوزه سنسیونیده شامل انواع و بیشتر در نواحی کوهستانی سرد نیم کره ٔ شمالی می روید. رجوع به کلمه ٔ آرنی
الکل اتیلیکلغتنامه دهخداالکل اتیلیک . [ اَ ک ُ اِ ] (ترکیب وصفی ) یا الکل معمولی از اقسام الکل است که در همه ٔ نوشابه های خمری ، شراب وعرق و امثال آن وجود دارد. و آنرا الکل سفید نیز می