ارنونلغتنامه دهخداارنون . [ ] (اِخ ) (غرّنده ) (سفر تثنیه 2: 24) رودی است در طرف شرقی بحرالموت و در قدیم حدودموآبیان و عمونیان و پس از آن حدود موآبیان و اموریان و اخیراً حدود موآ
اروندلغتنامه دهخدااروند. [ اَ وَ ] (اِخ ) (چشمه ٔ...) چشمه ٔ اروند بسیستان ، نی بسیاردرو میروید چندانکه در آبست بسنگ شده و آنچه در بیرون آبست نی مانده بود. (نزهة القلوب حمداﷲ مست
اروندلغتنامه دهخدااروند. [ اَ وَ ] (اِخ ) دریای محیط. (برهان ). || (اِ) اقیانوس . || کره ٔ آب . (برهان ).
شقیفلغتنامه دهخداشقیف . [ ش َ ] (اِخ ) یا شقیف ارنون . قلعه ای است در شام . (تاج الملوک ص 161). قلعه ٔ بسیار استواری است در یک مغاره از کوه نزدیک بایناس از زمین دمشق بین بایناس
دیبونلغتنامه دهخدادیبون . [ ب ُ ] (اِخ ) یکی از شهرهای موآب در چند میلی شمال ارنون که اکنون آن را دیبان گویند. بانی این شهر بنی جاد بودند بدان جهت در سفر اعداد (33:45) دیبون جاد
علمون دبلتایملغتنامه دهخداعلمون دبلتایم . [ ] (اِخ ) (سرپوش دو قطعه ٔ انجیر) یکی از منازل بنی اسرائیل که در نزدیکی نهر ارنون بود. و امکان دارد که همان بیت دبلاتایم باشد. (قاموس کتاب مقدس
زاردلغتنامه دهخدازارد. [ رِ ] (اِخ ) (به معنی کثرت ) (سفر اعداد 21:12، سفر تثنیه 2:13). نهری است که از کوه عباریم خارج شده در بحیرةالموت بطرف جنوبی ارنون از اراضی موآب میریزد و