آرنجگویش اصفهانی تکیه ای: ârenǰ طاری: ârenǰ طامه ای: âranǰ طرقی: kolešniǰa کشه ای: ârenǰ نطنزی: ârenǰ
ارنژلغتنامه دهخداارنژ. [ اُ رُ ] (فرانسوی ، اِ) (از اورنژ ، از ریشه ٔ اُرانژ فرانسه ، به معنی نارنج ) نام عامیانه ٔ نوعی قارچ برنگ سرخ طلائی و مأکول است و بمناسبت همین رنگ آنرا
آرنجلغتنامه دهخداآرنج . [ رَ ] (اِ) مفصل و بند و میان بازو و ساعد از طرف وحشی . مرفق . آرج .آرن . آران . وارَن . وارنج . آرنگ . رونکک : گهی ببازی بازوش را فراشته داشت گهی به رنج