ارمینلغتنامه دهخداارمین . [ اَ ](اِخ ) (کی ...) نام پسر چهارم کیقباد و برادر کوچک کاوس . (برهان ) (جهانگیری ) (مؤیدالفضلاء) : نخستین چه کاوس باآفرین کی آرش دوم بد، سوم کی پشین چ
ارمینلغتنامه دهخداارمین . [ اَ ن َ ] (اِخ ) اَرمینا. نام ارمنستان بزبان پارسی باستان (هخامنشی ). (ایران باستان ص 1452).
آرمینفرهنگ نامها(تلفظ: ārmin) (در اعلام) نام چهارمین پسر کیقباد سردودمان کیانی ؛ نژاد آرمین . ← کی آرمین.
ارمینالغتنامه دهخداارمینا. [ اَ ] (اِ) بیونانی نوشادر است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (فهرست مخزن الادویه ). بلغت سریانی نوشادر باشد و آن چیزی است مانند نمک و بیشتر سفیدگران بکار برند
ارمیناقنلغتنامه دهخداارمیناقن . [ اَ ؟ ] (معرب ، اِ) بیونانی مشمش است .(تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (فهرست مخزن الادویه ). زردالو.
ارمیناقونلغتنامه دهخداارمیناقون .[ ] (معرب ، اِ) اللازورد یسمی بالرومیة ارمیناقون کأنه نسبة الی ارمینیة فان الحجر الارمنی المسهل السوداء یشبهه و اللازورد یحمل الی ارض العرب من ارمین
ارمینسلغتنامه دهخداارمینس . [ اَ رِ م ِ ن ِ ] (اِخ ) نام یکی از شاگردان هرمس و هرمس یکی از کتابهای خویش را در صنعت کیمیا بنام یا خطاب به او کرده است .
آرمینافرهنگ نامها(تلفظ: ārminā) (آرمین + ا (پسوند نسبت)) ، منسوب به آرمین ، آرمین؛ به علاوه نام ساتراپ نشینِ [سرزمین تحت فرمان استاندار] ارمنستان که پارسیان (ایرانیان) به آن ' آ