ارماثلغتنامه دهخداارماث . [ اَ ] (ع اِ) جمعگونه ای از رِمث که نام گیاهی است در بادیه . || (اِخ ) (یوم ...) نخستین روز از ایام جنگ قادسیه را یوم ارماث گویند و آن در زمان عمربن الخ
ارماثلغتنامه دهخداارماث . [ اَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ رَمَث . || حبل ارماث ؛ رسن کهنه . (منتهی الأرب ). ریسمان کهنه . || چیزهای از چوب ساخته شده که به آن برنشینند و بدریا روند. (کنزال
ارماثلغتنامه دهخداارماث . [ اِ ] (ع مص ) باقی گذاشتن در پستان ناقه شیر را. بقیه ٔ شیر دست بداشتن در پستان . (تاج المصادر بیهقی ). || افزون گردانیدن . || نرم گردانیدن . (منتهی الا
ارماسلغتنامه دهخداارماس . [ اِ ] (ع مص ) دفن کردن مرده . (منتهی الأرب ). در گور کردن . (تاج المصادر بیهقی ).
ارمانلغتنامه دهخداارمان . [ اَ ] (اِ) آرزو. (جهانگیری ) (برهان ). اَمَل . || حسرت . (جهانگیری ) (برهان ) (اوبهی ): ارمان حسرت خوردن بود. (صحاح الفرس ). || امید. رَجاء : نه امّید
ارمانلغتنامه دهخداارمان . [ اَ ] (اِ) نوعی از دارو باشد که بوی آن ببوی قرفه ماند و بیخ دندان را سخت کند. (برهان ). و رجوع به ارمال و ارماک و ارمالک شود.
ترمیثلغتنامه دهخداترمیث . [ ت َ ] (ع مص ) ارماث . (تاج المصادر بیهقی ). باقی گذاشتن در پستان ناقه شیر را. || زیاده شدن بر پنجاه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقر
اغواثلغتنامه دهخدااغواث . [ ] (اِخ ) یوم ...، یاقوت آرد: وقعه ٔ اول از جنگهای قادسیه را که میان مسلمانان و ایرانیان روی داد، یوم ارماث گویند ووقعه ٔ دوم آن را اغواث و وقعه ٔ سوم
رمثلغتنامه دهخدارمث . [ رَ م َ ] (ع اِ) عمد کشتی و هو خشب یضم بعضه الی بعض و یرکب فی البحر. (دهار) (از اقرب الموارد). چوبها که بر هم بندند و عمد سازند و بر آن شده عبور دریا نما
ارمانلغتنامه دهخداارمان . [ اَ ] (اِ) آرزو. (جهانگیری ) (برهان ). اَمَل . || حسرت . (جهانگیری ) (برهان ) (اوبهی ): ارمان حسرت خوردن بود. (صحاح الفرس ). || امید. رَجاء : نه امّید
ارمانلغتنامه دهخداارمان . [ اَ ] (اِ) نوعی از دارو باشد که بوی آن ببوی قرفه ماند و بیخ دندان را سخت کند. (برهان ). و رجوع به ارمال و ارماک و ارمالک شود.